خرید بک لینک

کم میام و کم مینویسم،تویی که میای اینجا ومیبینی،نوشتم پس بدون من زندم لحظات قشنگیه اکه که ما همو رها نکنیم نترسیم و پشت همو خالی نکنیم من خیلی ترسوام امیدوارم شما نباشید زندگی همش ترسه ولی خب میشه باترسا جنگید به نظر من کسی که تا حالا از دست دادن رو تجربه کرده پس میتونه با بقیه ترسا غلبه کنه بازم میگم من ترسوام.،ولی خب از مادر دفاع کردن دیگه ترس نداره.نمیدونم وقتی که مادرم آزاد بود خودم باشم یا کسی اینو ببینه ولی من تمام تلاشمو کردم که همه آزاد باشن من مادرم ایرانه،دوس دارم باشم ولی خب آزادی قیمت داره گرونه،من با ارزونی جونی خودم تلاش میکنم که فقط مادرم آزاد باشه من نباشم و آزادی باشه خیلی قشنگه.وطن رو دوست دارم،رفتن و راحت بودنم خوبه ولی پیش مادر بودن سر روی پاهاش گذاشتن تو مملکت غریب گیر نمیادکم میام و کم مینویسم،تویی که میای اینجا ومیبینی،نوشتم پس بدون من زندم لحظات قشنگیه اکه که ما همو رها نکنیم نترسیم و پشت همو خالی نکنیم من خیلی ترسوام امیدوارم شما نباشید زندگی همش ترسه ولی خب میشه باترسا جنگید به نظر من کسی که تا حالا از دست دادن رو تجربه کرده پس میتونه با بقیه ترسا غلبه کنه بازم میگم من ترسوام.،ولی خب از مادر دفاع کردن دیگه ترس نداره.نمیدونم وقتی که مادرم آزاد بود خودم باشم یا کسی اینو ببینه ولی من تمام تلاشمو کردم که همه آزاد باشن من مادرم ایرانه،دوس دارم باشم ولی خب آزادی قیمت داره گرونه،من با ارزونی جونی خودم تلاش میکنم که فقط مادرم آزاد باشه من نباشم و آزادی باشه خیلی قشنگه.وطن رو دوست دارم،رفتن و راحت بودنم خوبه ولی پیش مادر بودن سر روی پاهاش گذاشتن تو مملکت غریب گیر نمیاد

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی‌پور تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:19

من کم نذاشتم نمیذارمم ولی خب شاید نمیبینید روزگار میگذره ورق میخوره نوبت منم میشه اهل اذیت وانتقام نیستم ولی خب دوست دارم جواب چراهای زندگیمو از زبون کسایی که حس میکردم زندگیم بودن بدونم،من تو زندگیم هیچوقت مال دنیا برام مهم نبوده ونیست.اینو همه ی اونایی که باید بدونن میدونن و تویی هم که،میخونی میدونی من این برام مهم نیست.دنبال اثبات خودم،نیستم ولی خب اونجایی که همه پشتتو خالی کردن من نامردی نکردم ناراحتم ناراحت از اینکه نباید به اینجا میرسید،واسه کسی که حاضر بودم جونمو بدم حالا ناراحت باشم ازش،ببین من هنوزم جونمو برات میدم .مهم نیست که تو چی شدی و باکیا میگردی و چرا این شدی و به من دروغ میگی،من امیرحسینم حرفم دوتا نمیشه زیرش،نمیزنم پاپس نمیکشم.برادرمی خواهرمی زنمی رفیقمی یا بودی من هنوز آدمیم که میشناختی ومیشناسی.من ته همشو دیدم ولی خب قرار نیست من شبیه شماها بشم.شاید سختی کشیدید وبدی دیدید ولی من بی شرف عالمم اگه جایی بد کرده باشم.کم برداشتم و برمیدارم که بقیه خوشحال باشن.نگا به سروصدا کردنم نکنید.ببینید کجا به نفع من شد؟اونجا که،همه فرار میکردن و زندگی براشون مهم بود من موندم پا پس نکشیدم،من پشت نکردم،اونجایی که دیدم پشتم چیا گفتید،خرابم کردید و فهمیدم چیزی جز رفاقت دیدید ...؟کمکتون دادم حتی بدتر از اینی که بودم نشون دادم تا شماها ناراحت نباشید.ولی ته این داستان عذابم میده چرا حتی یک بار اشتباهات خودتون رو گردن نگرفتید،من بد شما که خوبید چرا گذاشتید من به اینجابرسم.سکوت کردم همیشه.همیشه برام عذاب آور بوده این سکوت به قیمت از دست دادن تموم شده ولی خب،زمان که به آدما دروغ نمیگه؟میگه؟منو زمان دنباال انتقامیم،شاید زمانی نباشم که ببینم ولی این عذاب وجدانه منه که همیشه آزارت مید

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی‌پور تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:19

منتظر روزیم که به همه نا امیدا بگم دیدید شد

بگم خدا هست خدا دید خدا خسته شد و جواب داد

خیلی زود خیلی زود اتفاق میفته

به همون خدایی که شماها خسته شدید قسم میشه

من ایمان دارم که میشه خیلی زودم میشه

به تویی که که فکر میکنی خیلی قدرت داری.میگم

تویی که خدارو کردی سلاح دستت این خدایی که من میشناسم

بدجور زمینت میزنه به وطن پشت نکن

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی‌پور تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:19

صفحه بندی